محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6008
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« اما زنان رخجى از وعده اى تخلف نمىكنند . » و هم ابن جهم به هجاى عمر گفت : « دو چيز را فراهم آورده اى « كه خرد ميان آنها گم بماند : « غرور شاهان و كردار بردگان . ( 162 « ستايش مىخواهى اما بدون نيكى و سرورى . « حقا به راهى رفتى كه كس در آن نرفت . « پنداشتى كه حرمت تو آسيب نمىبيند « چنانت نمىبينم كه بهر حال رهايت كنند . » در اين سال متوكل دستور داد كه ابراهيم بن جنيد نصرانى ، برادر ايوب را كه دبير سمانه بود چندان به چماق بزدند كه به هفتاد هزار دينار اقرار كرد . مبارك مغربى را با وى به بغداد فرستاد كه آن را از منزل وى درآورند آنگاه وى را ببرد كه بداشته شد . و هم در اين سال متوكل بر ابو الوزير خشم آورد ، به ماه ذى حجه و بگفت تا وى را به حساب كشند كه نزديك شصت هزار دينار بداد با كيسه هاى درهم و مقدارى زيور . شصت و دو كيسه كالاى مصر از او گرفتند ، با سى و دو غلام و فرش بسيار . به سبب خيانت وى محمد بن عبد الملك ، برادر موسى بن عبد الملك و هيثم بن خالد نصرانى و برادرزاده اش سعدون بن على نيز بداشته شدند . با سعدون بن على بو جهل هزار دينار توافق شد . با دو برادرزاده اش عبد الله و احمد نيز بر سى و چند هزار دينار توافق شد و املاكشان را در قبال آن گرفتند . در همين سال متوكل ، محمد بن فضل جرجرائى را به دبيرى گرفت . در همين سال به روز چهارشنبه سيزده روز رفته از ماه رمضان ، متوكل فضل ابن مروان را از ديوان خراج برداشت و يحيى بن خاقان خراسانى را به جاى وى گماشت . در همين روز ابراهيم بن عباس صولى را بر ديوان زمام مخارج گماشت و